بياييد براي خودمان گريه كنيم
براي خودمان سياه بپوشيم
چنگ به صورت بزنيم و سينه چاك دهيم
بياييد به جاي خواندن روضه ي يك ظهر
از شب هاي سياهمان بگوييم
از اين جغرافياي نفرين شده
از اين خاك سرخ
از گورستان هايي كه تا خرخره مرده خوردند و آروغ نزده بعدي ها را لقمه كردند
ما گوشت هاي قرباني نذر جهالتيم
كه در ديگ هاي تعصب غُل ميزنيم…
بياييد به جاي خيمه هاي آتش گرفته بر ويرانه هاي خودمان بگرييم
بر شمشير هايي كه قلب هايمان را شكافتند
گوشواره هامان پيش كش
گوشمان را بريدند
سرمان پيش كش
بند بندمان را به نيزه كشيدند
بياييد قصه ي خودمان را زنجير كنيم و بر شانه هامان بكوبيم
ما گهواره هاي نحسي داشتيم براي به خواب رفتن…
و بختك هاي نحس تري براي بيدار نشدن …
بياييد براي خودمان گريه كنيم
بياييد براي خودمان سياه بپوشيم
صبا ايزددوست
برچسب:
نویسنده: الینا اسدی