من با تو خوبم با تو آرومم
حالم به حالت بستگي داره
من مُرده بودم قبلِ تو اما
اين مُرده قَصدِ زندگي داره
از ترسِ اينكه دور شي از من
از عمدْ نزديكِ تو ميشينم
ميشينم و مي شم يه كولي كه
آينده ي چشماتو ميبينم
از بعدِ را (راه) رفتن كنار تو
را (راه) رَفتنِ تو خوابو ميشناسم
از بس پِيِ تْ گَشْتَم تو اين عكسا
چش بسته هم اين قابو ميشناسم
سَيال و بي پروا و بي مقصد
پروازْ كردنْ كارِ سختي نيست
وقتي چِگاليِ نبودن هات
اندازه ي وقتي كه هستي نيست
از بعدِ را (راه) رفتن كنار تو
را (راه) رَفتنِ تو خوابو ميشناسم
از بس پِيِ تْ گَشْتَم تو اين عكسا
چش بسته هم اين قابو ميشناسم...
صباايزددوست
برچسب:
نویسنده: الینا اسدی